تبلیغات
KHAKRIZ313.IR - پاسخ آیت الله رجبی، عضو جامعه مدرسین به حسن روحانی..
KHAKRIZ313.IR
نزدیک‌ترین نقطه به دشمن . . .


ابزار و قالب وبلاگ

نظر شما در خصوص پایگاه اینترنتی خاکریز چیست؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج)
پیج رنک گوگل

"حضرت امام(رضوان الله تعالی علیه) به عنوان یک متخصص متبحر در فهم دیدگاه اسلام می فرماید: "ولایت فقیه در کار نباشد طاغوت است، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است، وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است"

اما آن‌چه در چنین گزاره‌هایی که مورد استناد این افراد می باشد ناظر به «مقبولیت» است؛ روشن است کسی که اعتبار حاکمیت خود را از سوی خداوند دارد، اگر مردم جامعه آمادگی پذیرش او را به هیچ وجه نداشته (به تعبیر دیگر لیاقت و شایستگی حاکمیت او را نداشته باشند) و پذیرای حاکمیت او نباشند، یا حاکمان غیر الهی مانع حاکمیت او شوند و یا به هر دلیل دیگر امکان حاکمیت برای او نباشد؛ تکلیف از آن حاکم مشروع برداشته می‌شود. زیرا تکلیفی فوق طاعت می‌شود.

به گزارش خاکریز، سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین(علیه السلام) واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است. در همین راستا، "آیت الله محمد رجبی" عضو جامعه ی مدرسین، در یادداشتی گفت: علمای برجسته ی شیعه در طول تاریخ فقه، همواره بر تئوری "ولایت فقیه در حاکمیت" تاکید داشته‌اند و شخصیتی مانند "صاحب جواهر" می‌فرمایند: "كسى كه در ولایت فقیه وسوسه كند، طعم فقه را نچشیده است و معنا و رمز كلمات معصومین(علیهم السلام) را نفهمیده است"(جواهر الكلام، ج 2، ص 398)...

آیات فراوان قرآن و بسیاری از روایات، بر این حقیقت تاکید و تصریح دارند که حق حاکمیت، اصالتاً برای خداست و این حق را خداوند به پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) و پس از آن حضرت، به امامان معصوم(علیهم السلام) و در زمان عدم دسترسی به امام معصوم(علیه السلام) و در زمان غیبت، طبق دلالت‌های پنهان آیات و دلالت های آشکار روایات، به ولی فقیه داده است و تنها کسی که حق حاکمیت و مشروعیت دارد، ولی فقیه است و حق حاکمیت همه ی مسئولان دیگر، با نصب و در طول ولی فقیه مشروعیت دارد. البته این حقیقتی که در آیات و روایات آمده است، همراه با تبیین و تحلیل ذکر شده و دارای استدلال می‌باشد. استدلالاتی که با روش و "متد عقلی متقن" هم قابل اثبات است. (ر.ک: "ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت" نوشتة آیت الله جوادی آملی و "حکیمانه ترین حکومت" نوشته ی آیت الله مصباح یزدی).

از جمله آیاتی که بیانگر این حقیقت است، آیاتی است که دوگانه ی "حکومت الله" و "حکومت طاغوت" را مطرح می کند. این آیات دلالت بر آن دارد که حکومت ها از منظر قرآن به دودسته ی حکومت الله و حکومت طاغوت تقسیم می شوند و هر حکومتی که حکومت الهی و از سوی خدا نباشد و "تفویض الهی" نداشته باشد، حکومت طاغوت است و دسته ی سومی ندارد.

از جمله روایاتی که بر این حقیقت دلالت دارد، روایت مقبوله ی عمر بن حنظله از امام صادق(علیه السلام) است که می فرماید: "فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ" (کافی، ج1، ص112).

طبق این روایت هم، هر حکم و حاکمیتی که از غیر ولی فقیه و در برابر نظر ولی فقیه باشد، در حد شرک به خداوند است و آن حکم و حاکمیت طاغوت است. به همین دلیل، حضرت امام(رضوان الله تعالی علیه) به عنوان یک متخصص متبحر در فهم دیدگاه اسلام می فرماید: "ولایت فقیه در کار نباشد طاغوت است، یا خداست یا طاغوت. اگر با امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است. اطاعت او اطاعت طاغوت است. وارد شدن در حوزه ی او وارد شدن در حوزه ی طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود" (12/7/1358).

اظهار نظرهای غیر روشمند و به ظاهر علمی کسانی که مشروعیت و اعتبار "حق ولایت و حاکمیت بر مردم" را به رأی مردم (اکثریت) وابسته می داند و بر آن مبتنی می‌سازند و می گویند: "امیرالمؤمنین(علیه السلام) مبنای ولایت و حکومت را نظر و انتخاب مردم می داند" در منطق دین، آگاهانه یا ناخودآگاه به "سکولاریزم" پناه برده اند، علاوه بر آنکه نظریه ی آنان به لحاظ علمی فاقد اعتبار است. زیرا به برخی گزاره های دینی، بدون در نظر گرفتن "فضای آن سخن"، "بافت و سیاق"، "دلالت های آشکار و پنهان" آن و نیز "دیگر بیانات قرآنی و روایی" و مبانی و مسلمات دینی، استناد می‌کنند. این افراد چنین سخنی غیرکارشناسانه، غیر روشمند و غیرعلمی را در قالبی به "ظاهر علمی" عرض می کنند که متخصصان کارشناس، برای آن هیچ ارزش علمی قائل نیستند. غیرمتخصصان هم، وقتی از اظهار نظرهای متخصصانی مانند فقهای عظام جهان تشیع در طول تاریخ فقه، به ویژه شخصیت‌های علمی‌ای مانند حضرت امام(رحمت الله علیه) و شاگردان برجسته ی ایشان آگاه شوند، نادرستی، بی اعتباری و "شبه علم بودن" آن را در میابند.

*مقبولیت شرط تحقق حاکمیت:

اما آن‌چه در چنین گزاره‌هایی که مورد استناد این افراد می باشد ناظر به "مقبولیت" است، روشن است کسی که اعتبار حاکمیت خود را از سوی خداوند دارد، اگر مردم جامعه آمادگی پذیرش او را به هیچ وجه نداشته (به تعبیر دیگر لیاقت و شایستگی حاکمیت او را نداشته باشند) و پذیرای حاکمیت او نباشند، یا حاکمان غیر الهی مانع حاکمیت او شوند و یا به هر دلیل دیگر امکان حاکمیت برای او نباشد، تکلیف از آن حاکم مشروع برداشته می‌شود. زیرا تکلیفی فوق طاعت می‌شود.

علاوه بر اینکه حاکمیت در چنین شرایطی موفق نخواهد بود و موجب "اختلاف" و "از هم گسیختگی" جامعه و امت اسلامی می‌شود و دشمنان اسلام از آن برای ضربه زدن به اسلام سوء استفاده خواهند کرد. به همین دلیل، با آن که در طول تاریخ تشیع، همه ی فقها به ولایت فقیه معتقد بوده اند، ولی چون شرایط فراهم نبود، یا اقدام نکردند و یا چون شرائط در حد نصب پادشاه به عنوان "وکیل" خود فراهم بود، پادشاه را وکیل خود کردند. در نهایت باید گفت مشروعیت همواره از سوی خداست و جز با اجازه و نصب خاص یا عام الهی، هیچ حاکمیتی مشروع، قانونی و دارای اعتبار نیست.
*رجانیوز


برچسب ها : آیت الله محمد رجبی ,  روحانی ,  ولایت فقیه , 
نوشته شده توسط : قرارگاه جهاد فرهنگی، طبقه بندی شده در :مذهبی ,