تبلیغات
KHAKRIZ313.IR - شهادت امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) تسلیت..
KHAKRIZ313.IR
نزدیک‌ترین نقطه به دشمن . . .


ابزار و قالب وبلاگ

نظر شما در خصوص پایگاه اینترنتی خاکریز چیست؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج)
پیج رنک گوگل

"ای ولی نعمـــــت من، دلبر و دلدار علی(علیه السلام)

می زند هر نفســــم نام تو را جـــــــــار علی(علیه السلام)

هیچ کــس جز تو مرا نیست خریدار علی(علیه السلام)

کمکم کــــــــــــن بشــــوم میثــم تمـــــار علی(علیه السلام)

چون تو مظلــوم در این ارض و سمـا نیست علی(علیه السلام)

حق تو این همــه غربـــت به خــــــدا نیست علی(علیه السلام)"

دروازه‏های ماه را نگاه کنید که امشب چه گستردگی فراخی دارند. نگاه کنید که پیامبر(صل الله علیه و آله) چگونه پرشور، به استقبال وصیّ بزرگ خویش آمده است و خاتون بزرگ عرش نیز دست در دست پدر، انتظار می‏کشد. مهتاب، ردّ پرواز مولا را مفروش کرده‏ست. آری! این علی(علیه‏السلام) است که پس از سال‏ها، دوباره در کنار فاطمه(سلام الله علیها) ایستاده است، آن‏چنان که به پاس دیدار دوباره، پدر بزرگوارش را در آغوش مهر خویش می‏فشارد...

به یتیمان کوفه بگویید، دیگر به کاسه‏های شیر نیازی نیست! دیگر به بازگشت پدر، امیدی نیست. برگردید، یتیمان کوفه، برگردید، دیگر به کاسه‏های شیر نیازی نیست. ناشناس کوچه‏های کوفه، هرگز نخواهد آمد! دیگر کوبه ی در خانه‏های شما، آهنگ آمدنش را نخواهند نواخت، برگردید، یتیمان کوفه!
ای اهالی کوفه! آسوده باشید، دیگر از دست عدالت‏های علی(علیه‏السلام) به ستوه نخواهید آمد! شما ماندید و صدای سکّه‏های بیت‏المال! شما ماندید و هوس‏های دور و درازتان! شما ماندید و دنیای سراسر جهلتان! به خدا شما لایق علی(علیه‏السلام) نبودید! حیف از آن اقیانوس لایتناهی معرفت و حکمت که جرعه‏ای از آن ننوشیدند! حیف از آن سینه، آن صندوقچه اسرار و دانش الهی که همچنان سربسته ماند و به هیچ کلیدی گشوده نشد!
سئوال نکردید، تا جوابی بشنوید! خواند و نرفتید! صدا کرد و جوابی ندادید! حیف از آن قرآن ناطق، که کسی پیدا نشد تا به تفسیرش بنشیند، تا بفهمد و بشناسد. بشناسد و بشناساند! اینک، قرآن، لب فرو بسته است. با تمام معجزاتش، با تمام اسرار نهانش! دیگر هر چه بخوانید، جوابی نخواهید شنید. هرگز نخواهید شنید!
ای فرزندان سقیفه! تا دنیا دنیاست، باید به حسرت بنشینید و اشک بر چهره روان سازید. هرچند، اگر چشمانتان خون هم ببارد پشیمانی دگر سودی ندارد!  علی(علیه‏السلام) رفت، با تمام عدلش، با تمام انفاقش، با تمام مهربانی‏اش، با تمام نصیحت‏های پدرانه‏اش! "امروز عدالت به تمام معنا، در زیر خاک شد"، اگر تمام عمر به سوگ بنشیند، کم است.
به یتمان کوفه بگویید باز گردند، دیگر به کاسه‏های شیر نیازی نیست!به آن پیر نابینای خرابه‏نشین خبر دهید، بیش از این در انتظار نماند که امشب نیز "او" نخواهد آمد! به آن بیوه‏زنان بگویید دیگر به امید آن مرد مهربان نباشد، تا تنور بیافروزد، و چهره بر آتش بگیرد. به نخل‏ها خبر دهید این قدر بیهوده سر فراز نکنند که دیگر صدای مناجات او را نمی‏شنوند.ماه را بگویید، که امشب به ملاقات آفتاب نخواهد رفت.به کوچه‏ها خبر دهید، بیش از این منتظر ضرباهنگ قدم‏های "او" نباشند. و علی
(علیه‏السلام) امشب، به دیدار خدا و پیغمبرش و به دیدار فاطمه اش مشتاق‏تر است.

بابای دهر دست منو دامن شما

آقا یتیم می شـــــوم از رفتن شما

با جرم اینکه دوره تان نیستم , نشد

تا سر نهــــــم شبی به سر دامــــن شما

در روضه کاش جان بدهم از غمت مگر

در یک زمـان کفــــن بشــــــوم با تن شــــما

عالم نداشت جامه ی در شأنتان علی(علیه السلام)

جانـم فـــــــــــــــــدای وصـــــله ی پیراهــــــن شمــــــــا

در بین قبر منتظــر دامـــــــن توام

افتاده زحمت سر من گردن شما

***

امشب غمــــــت به دست فلـــــــــــــــــک  ابر می دهد

دارد حسن(علیه السلام)  به  خواهر خود صبر می دهد

*******

انگـــــــار شام عمــــــــــر تــــو بابا سحــــــــر شـــــــــده

از غصه ی تو زینب(سلام الله علیها) تو محتضر شده

آنقــــــــــدر دور بستر تو لطـــــمه میـزنم

تا دیده واکنی به من خون جگر شده

بابا دو روزه جســـــــــــم  تو را زهــــــــر آب کرد

مانند فاطمه(سلام الله علیها) تن تو مختصر شده

خون روی چشم تو چقدر لخته میشود

انگار زخـــــم فـــــرق سرت بازتر شـــــــــده

آن پارچه که زخم تو را بسته ام به آن

وا کردنش خدا چه قدر دردسر شــده

***

از گریه هــــــــــــای دختــــــرت عالـــــــــم به غـــــــم نشست

یک تیغ دشمنت زد و زینب(سلام الله علیها) چنین شکست

*******

وای از دمی که روی تل آمـــد به چشــم دید

هر کس رسیده  دشنه  و شمشیر می کشید

برگشت سمــــــــت شهــــــر مدینه به گریه  گفــــــت

یا مصطفی(صل الله علیه و آله) برس تو  به فریاد  نا امید

این کشته‌ی فتاده به هامون حسین(علیه السلام) توست

از جـــــــــــور دشمنت شــــــده اینگـــــــــونه او شهیـــــــــد

باقی نمانده است دگــــر پیکری از  او

از بس که  تیغ از تن  او یاس و لاله چید

با آنکه شــاه بی رمــــــــق افتاد روی خاک

دشمن مگرکه از سر او دست می کشید

یک عمر هم که  گریه کنم باز هم کم است

هر روز  و شب برای غلامت محـــــــرم است



برچسب ها : شهادت امیرالمومنین ,  شعر و متن , 
نوشته شده توسط : قرارگاه جهاد فرهنگی، طبقه بندی شده در :اهل بیت(علیهم السلام) ,