تبلیغات
KHAKRIZ313.IR - اولین شب قدر..
KHAKRIZ313.IR
نزدیک‌ترین نقطه به دشمن . . .


ابزار و قالب وبلاگ

نظر شما در خصوص پایگاه اینترنتی خاکریز چیست؟








وصیت شهدا
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار غدیر مهدویت امام زمان (عج)
پیج رنک گوگل
سه شنبه 23 خرداد 1396

"در این شــــــــــــب احیا فقط وردم همین است
ذکر امیرالمومنین(علیه السلام) حصن حصین است
مـــــن آمـــــــــــــــدم آلــــــوده و با دســــــــــت خالی
امّـــــــا خدایــــــــم رحمـــــــــتٌ لِلعالمیـــــــــن است
در منجــــــــــــلاب معصیـــــــت افتاده ام مـــــــــن
ای چاره ساز من ببین شیطان کمیـــــــن است"

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می‌افتد و آن اینکه امشب، دست ملکوت به طرف زمین کشیده می‌شود. کجایید خاکیان سدره نشین و زمینیان آسمانی که ملکوتیان امشب شیفته ی شمایند؟! چه فرصتى بهتر از شب قدر براى آشتى كردن با خدا و بازگشت به سوى او، شبى كه مى توان آبرومندان درگاه حق، ملائكه، روح و قرآن را واسطه قرار داد و آن گاه با دلى سرشار از امید به رحمت و مغفرت، متوجه رب العالمین شد، به حق، شب قدر، شب توبه و بازگشت به سوى خداست...

امام صادق(علیه السلام):
إِذَا كَانَتْ لَیْلَةُ الْقَدْرِ نَزَلَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ وَ الْكَتَبَةُ إِلَى سَمَاءِ الدُّنْیَا- فَیَكْتُبُونَ مَا یَكُونُ مِنْ قَضَاءِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- فِی تِلْكَ السَّنَة

هرگاه شب قدر می شود، ملائکه، روح و کاتبان به آسمان دنیا می آیند و آنچه از مقدرات خدای تعالی در این سال هست را می نویسند (تفسیر قمی، ج1، ص 366).

باز کن در که گدای سحرت برگشته

عبد عصیان زده و در به درت برگشته

بنده ی بی خرد و خیره سرت برگشته

سفره را چیدی و دیدم نظرت برگشته

اصلاً انگار نه انگار گنه کارم من

به تو اندازه ی یک عمر بدهکارم من

گرچه آلوده ام و خار ولی برگشتم

طبق آن فطرت پاک ازلی برگشتم

دیدم از غیر درت بی محلی، برگشتم

دستِ پر هستم و با نام علی برگشتم

از عقوبات منِ غم زده تعجیل بگیر

عبد آلوده پشیمان شده، تحویل بگیر

بنده وقتی که فرو رفت به مرداب گناه

خواست از چاله در آید ولی افتاد به چاه

وای از دست رفیقی که مرا برد ز راه

من زمین خوردم و او جای دعا کرد نگاه

حرف پرواز زد، اما همه طنازی بود

دوستت دارمِ آن دوست، دغل بازی بود

هیچ کس با دل من هم دل و همراز نشد

این در آن زدم، اما گره ام باز نشد

این پر سوخته وقتی پرِ پرواز نشد

سدّ راه گنه خانه برانداز نشد

ناگهان هاتفی از سوی خدا گفت بیا

گفتم آلوده ام و پر ز خطا، گفت بیا

حال من آمده ام حالِ مرا بهتر کن

دیگر از دست خودم خسته شدم باور کن

با چنین بنده که داری به مدارا سر کن

دم افطارم و مست می کوثر کن

کوثر از اشک حسین است خدا میداند

که علی ریخته و فاطمه میگریاند

گر چه اندازه ی یک کوهِ گنه سنگین است

آشتی با تو همیشه مزه اش شیرین است

سفره ای را که تو چیدی چقدر رنگین است

آخرِ کارِ هر آن کس که بیاید این است

اولین قطره ی اشکی که ز چشمت ریزد

بهر امداد به تو، فاطمه بر میخیزد

*******************

گر چه پرم وا میشود با ذکر استغفارها

پرواز دشوار است با سنگینی این بارها

گر چه تو خوبی، من بدم، هربار گفتی آمدم

توفیق پیدا کردم از فیض نگاه یارها

صد بار گفتم عاقبت یک بار توبه میکنم

آخر نمی آید چرا یک بار، این یک بارها

من هر کجا که رو زدم رویم خریداری نداشت

پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

دل مرده گشتم از گناه، دل خسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوری دلدارها

وقتم کم و راهم دراز، با این گدا قدری بساز

هر جا روم سد میکند راه مرا دیوارها

سودی نمی بخشد اگر شب زنده داری های من

پس خوش به حال لذت خوابیدن هشیارها

گاهی ادا، گاهی قضا، گاهی خدا، گاهی خطا

خسته شدم جان خودم از این همه تکرارها

گیرم مددکاری برای کار من پیدا نشد

نام علی وا میکند آخر گره از کارها

ذکر و دعای بی علی مثل غذای بی نمک

از برکت نام علی شیرین شود گفتارها

من سال ها دیوانه ی ایوان طلای حیدرم

عشق است با نام علی سرها رود بر دارها

گفتم مرا یک کربلا مهمان کن و جانم بگیر

بس کن برایم ناز را در پای این اسرارها

در این شبها از همه ی شما میهمانان ضیافت الله التماس دعا داریم..



برچسب ها : شب قدر 19 ,  مناجات ,  شعر , 
نوشته شده توسط : قرارگاه جهاد فرهنگی، طبقه بندی شده در :مناسبتها ,